Posts Tagged "یلدا"
dirty mouth
Warning: exif_read_data() [function.exif-read-data]: Unable to open file in /home2/shidabn/blog/wp-content/themes/shidab_Jornal_/includes/entry.php on line 18
Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home2/shidabn/blog/wp-content/themes/shidab_Jornal_/includes/entry.php on line 19
باد همه جا را گرفت ؛
چهار روز که از یلدا بگذریم می رسیم به تاریخی که در تقویم هیچ خدایی ثبت نشده !
آرام آرام در گوشم زمزه می کند باد که فردا نزدیک است ،
همه چیز را با خود می برد و اتفاق آغاز می شود؛..
شهر سرد تر می شود ،
آسمان تیرره می شود و هوا ابری .. در کوچه باد میوزد و دیگر هیچ کس کنار من نیست ، دیگر هیچ چایی دلچسب نیست ، هیچ اناری شیرین نیست ، هیچ ساعتی پررنگ نیست ، هیچ جای شهر شلوغ نیست ..
من نه اینم ؛ من نه آنم !
والله که شهر بیتو مرا حبس میشود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست … مولا(نا) دیوان شمس ؛
یلدای سرخ ؛
احمقانه ترین عمل آدمی ، ترکیب عوامل نا مرتبط با هم است ، این ترکیب می تواند ترکیب دو کلمه ساده باشد یا ترکیب فاجعه ای در سنت با فاجعه ای در مذهب ،
این گونه ترکیبات با هیچ منطقی جور در نمی آیاد مگر منطق جبر !
یلدا فاجعه ای ست در سنت ، رویدادیست علمی و دیر تکرار ، اطلاعتی جند خوب راجب یلدا را در اینجا بخوانید .
——
هنوز هم در کوچه باد می آید .. مگر قرار نیست که پاییز تمام شود ! خودت میگفتی که درست بعد پاییز و قبل از زمستان فصلی دی گر است ، فصلی که در آن آینه ها کدر می شوند و مردم رو به دیوار موهایشان را شانه می زنند .. به وقت و خیال من یلدا کوتاه است ، تو بلندی ، ماه نورانیست و در یا آرام است ، در کوچه باد م یوزد و آسمان کمی ابریست . آن فصل یا نمی رسد . یا زود می گذر . در آن فصل تو دست مرا میگیر و در کوچه ها می دویم .. دی گر هیکس نمی پرسد از ماضی آمده ایم یا مضارع ، بی خیال هر آنچه داری و دارم .
یلدایت مبارک ، مطمئن باش که من و ستاره های سبز و صد البته حافظ برایت دعا می کنیم .
یلدا( عکس سنجاق شده )
Warning: exif_read_data() [function.exif-read-data]: Unable to open file in /home2/shidabn/blog/wp-content/themes/shidab_Jornal_/includes/entry.php on line 18
Warning: Invalid argument supplied for foreach() in /home2/shidabn/blog/wp-content/themes/shidab_Jornal_/includes/entry.php on line 19
کاش شب دیدن تو ، همیشه یلدا بود!
به جز از عشق که اسباب سرافرازی بود؛
آزمودیم همه کار جهان بازی بود،..







