silent month

silent month

 

هوا اینجا ابرِ ؛

یه روز سرد پاییزی،

تو از غصه لبریزی ..

گل قهرت و پرپر کن؛

مرا همین کافیست که تا ابد بوی تو بدهم .

 

روز ها کوتاه شدند و من نیز از لحضه های عاشقانه بی نصیبم / ما بیشتر شب داریم ، قدم زدنِ آرام، پیاده رو های تهران …

باشد که باز ،

یک قرار چای دیگر  و دمی  خنده های تو ، بپیچد عطر احساست ؛

دلم دیونه شه بازم …

منو بازی بده بازم … منو بازی بده بازم ..

 

اگه برگردی از قهرت؛

۵ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .