OOPS
-تا از آشیانه سویت پر بگیرم از بندم رها ساز تا از غم نمیرم
گاه اینقدر غمگین می شوی که چه بلند بنویسی چه کوتاه دردی از درد هایت درمان نمیشود .. مثل تمام این پنج شنبه ها که قد می کشند و جمعه می شوند .. و گاه اینقدر خوش حال می شوی که می گویی او آخرین کسیست که شب ها به آن فکر میکنم و اولین چیزست که صبحها فکرم را مشغول خود می کند ؛
آره کیارش !
(این نوشته از آرشیو است که به علت ضیق وقت منتشر نشده بود )
۷ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .







