silent month
هوا اینجا ابرِ ؛
یه روز سرد پاییزی،
تو از غصه لبریزی ..
گل قهرت و پرپر کن؛
مرا همین کافیست که تا ابد بوی تو بدهم .
روز ها کوتاه شدند و من نیز از لحضه های عاشقانه بی نصیبم / ما بیشتر شب داریم ، قدم زدنِ آرام، پیاده رو های تهران …
باشد که باز ،
یک قرار چای دیگر و دمی خنده های تو ، بپیچد عطر احساست ؛
دلم دیونه شه بازم …
منو بازی بده بازم … منو بازی بده بازم ..
اگه برگردی از قهرت؛
take my hand
بر برگ سپیدی ؛ به سپیدی قلب پاک و مهربانت نقاشی کن عکس خورشید را ؛
و در پشت پنجره سرد تنهایی را که بگذار تا برمن بتابد و روح یخ بسته ام را را حرارتی جاودانه بخشد .. نقاشی کن امواج آبی دریا را ، تا ماهی کوچک قبلم در آن آرامش آبی از حس بی تابی رها گردد؛
نقاشی کن ،اسب چابک عشق را ..
تا مرا با خود ببرد به آنجایی که فقط من باشم و تو باشی و عشق و نور ..
نقاشی کن مژده حضورت* را که راحیه وجودت را با خود به دوش بکشد سر تا سر زمانم ..برایم نقاشی کن ؛ نم نم باران را تا شوره زار خشک دلتنگی ام دشتی سرسبز گردد آشیان شقایق ها ؛
نقاشی کن کوهی بلند را تا در بلندی آن کوه بلند در گوش آسمان بخوانم که آه چه قدر من خوشبختم
Water magE
برای مشاده عکس کامل که قدی است روی لینک زیر کلیک کنید







