Painted
گفتمش زلف به خون که شکستی ؟
گفتا ، حافظ این قصه دراز است به قرآن که مپرس ..
جهت دریافت این عکس با اندازه PX 1600 برای desktop BG اینجا کلیک کنید .
The most lovely Time in the night
برای مشاهده عکس کامل و wide اینجا کلیک کنید
من دوباره تو را می خواهم !!
من دلم جنگل میخواهد و ارتفاعات ..
تعطیلات و مه ای غلیظ روی کوه ها ..
یک اتاقک گرم ؛ کرسی ، حافظ ، برف و یک رمان بلند و قطعا تو که به تمام این ها معنی دهی .
من دلم صدای دارکوب می خواهد ، هوای ابری میخواهد ؛ من دلم صدای دل نشین تو را می خواهد که آرام برایم از خوشبختی بخواند و بخواند .. آن سوی کرسی بشینی و یک فصل تو ، یک فصل من تا دم صبح بخوانیم و صبح دم برویم تا طلوع خورشید کوهستان را ببینیم ، تو روی برف جا پای کفش من بگذاری من جا پای تو .. هر دو بدیم من موهای تو را از صورتت کنار بزنم تا طلوع خورشید را زیبا تر ببنی و تو برایم چای بریزی ؛ چای گرم !
بدویم زیر درخت هلو به دنبال دست کش گم شده تو و بعد با دست باری از سنگینی برف روی درخت کم کنیم و من دقت کنم وقتی به زمین یخ زده رسیدم و پای تو لغزید من کنارت باشم تا زمین نخوری به آغوش من بی افتی ..
شب که می شود برق را خاموش کنیم یک شمع روشن کنیم و با دستانمان نمایش عروسکی سایه ای بسازیم که من به شدت آن را دوست دارم و بعد هر آنچه که تو دوست داری انجام دهیم ( این قسمت از داستان بنا به شرایط و ذاعقه تو متغییر محسوب میشه J ) و بعد کمی تو حکایت کنی و بیشتر من گوش کنم ؛ با هم فال بگیریم و آرزو کنیم ..
بازی کنیم و شعر بخواینم و خاطره تعریف کنیم و دور کرسی بشینیم و سوپ گرم تو را بخوریم و با هم بگوییم که امــــم چه قدر خوش مزه است !باز مزه مزه کنیم با هم بخندیم ..
موقع خواب تو برایم از قصه های کودکی ات بگویی من برای تو از باد صبا بگویم که فردا بیدارمان خواهد کرد ؛ با هم بخوابم و تو خواب من و من خواب تو را ببینم..
من تعطیلات با تور ا می خواهم ؛ کوهستان می خواهم و شبی دور از هیاهو ..
دلم تو را می خواهد رومان های بلند و کلبه های چوبی و کرسی های گرم ..
پ.ن: چه دل نشین است شبی که فقط من باشم و تو باشی و عشق و نور .. برایم نقاشی کن رویاییم را که فقط با تو و تنها تو محقق میگردد باشیرینی نام تو و جود تو برای من ؛ نه هیچ کس دیگر . سوگند می خورم که تا همیشه فقط برای تو باشم فقط تو که به همه نوشته های من معنی می دهی چه الان که از من دوری چه فردا که با منی ..
پ.ن ۲ : امیدوارم از روزی که این نوشته را برای تو،می نویسم ؛ تا روزی که میخوانی ، فاصله زیاد نباشد که من سخت دل تنگم .
hopE
آه امید .. امید، مخوف ترین و توهم زاترین مخدری است که بشر اختراع کرده است. با این همه، می دانی که دردهای خارج از تحمل را، با مخدر تسکین می دهند! ولی خواستن تو فرا تر از امیدو نبودنت غیر درد است ؛ پس در این فصل سرد تحمل مرا طولانی کن . .
شبت پر امید ./
break DOWN
ای شوخ مرا چشم تو سرگردون کرد
در پیچ و خم زلف تـو در زندون کرد
و شد آنچه نباید می شد .. ./
Befor Monday
چیزی شبیه دریا ؛
چیزی شبیه سُرمه ؛
چیزی شبیه تو ؛ شبیه چشم های تو .
چیزی که از دور می آید .. از روز های گرم ..
از نیمه دوم سال ؛ از میان خواب های سپید ..
از لابلای کرور کرور ستاره سبز ..
می آید تا مرا با خود ببرد .
”
“
“
ببرد به روزهای پادشاهی عقل کوچک من !
از روزهای روشن علاقه و اقاقی به روز سرد و تاریک منطق.
مهم نیست ! من به روزه سردی در دی ماه تقویمی اعتقاد دارم که حتی آدم برفی های عریان نیز به نگاه معطر ما حسودی می کنند . و آن روز دیر نیست .
۱۵ ام آذز .۸۸







