در جستجوی زمان از دست رفته ؛
امورز یک روز خوب بود ؛
ابرای بهار و خیسیِ سایه بارون چنار تو خیابونای تهران ..
گل های زرد نرگس پشت جراغ های قرمز ؛
شبنمِ پشت شیشه ها ، بوی خاک و قشنگ ترین ترانه ها…
عصر هنگام تو نیز پیدا می شوی ؛ تمام قشنگی های امروز معنی میگیرد .. معنی ای به وسعت لبخند تو ..
این شب چه وسعتی دارد ، هوا صاف ِ صاف شده .. کاسه شب پرِ سکه های ستاره ..
"
"
"
کاش می فهمیدی خواناترین کاغذی که می توانم تا همیشه سیاهش کنم به اسم توست .
-
پ.ن: سلام تو قشنگ ترین صدای امروز بود ؛
.. ۲۵ م اردیبهشت ۱۳۹۰ / ک
tightly night
شب؛
به نام آب که از ذکرش ناشناس ترین علف ها می رویند .
شمردم روزها را، باز از سر
ولی تقویم را گم کرده بودم
من از فردای بودن یا نبودن نمی هراسم
نبودنِ با تو را ، کم کردم عشق بود و نور .
بودن با تو را کم کردم و شب باقی قصه را نوشت ..
راز عشق و آرامش یاد گرفتن از دیگری است .. پیش آن که چیزی به او یاد بدهیم ..
باید عشق را زیبا نوشت؛
فرقی نمی کند ، قلم ازساقه نیلوفر باشد یا پر کبوتر .
مژده شکفتن بدهد یا نه ..
تو را مشق کردن عین رویاست .
یافته ها را باید جست ..
backstabbing
آن پنجشنبه هم قد کشید و جمعه شد
دلم گرم بود به فصل های سرد ، به کلاه و دستکش و شال گردن .
وقت آن است که کنار شومینه بشینم و برای برای آینه گریه کنم و قدر تمام سال ها خاک خروده ازش گله کنم و بگوییم ، آن روز که میرفتی آن سوی سوت قطار ها تعبیر بازگشت را می دانستی ؟
و آینه با مکث جواب می دهد ؛ می خواهم بروم جایی دور تر از سوت قطارها و همیشه ام را فراموش کنم ..
/
این پنجشنبه هم قد کشید و جمعه شد
دلم گرم است به فصل های سرد ، به کلاه و دستکش و شال گردن .
وقت آن است که برویم بیرون و روی برف ها بدویم .. من جا پای تو و تو جا پای من ؛ تو می خند یو دلم خیس میشود از هجوم این همه علاقه .. از تو می پرسم آن روز که برف می بارید و تو پشت پنجره بودی تعبیر این همه برف را می دانستی ؟
و تو بیدرنگ جواب می دهی ؛من از پل نگاه تو احساس شرم می کنم مگر حرارت کوره انتظار چه قدر است که هر وقت به دستان تو میرسم باید هذیان بگویم؟! می خواهم بشینم همینجا و همیشه ام را به تو بسپارم ..
….
از عشق بازی زمان که بگذریم حرمت بوسه ای تلخ بر نقش خاطرات میماند .
درون بسترم انگور روید و شرابی شد، تلخ و مرد افکن ؛
شرابی شد لحظه هایم ؛
شبی از کوچه سار تانهایی ام رد شو، ببین دیگر نه تو را می پوشم ، نه می نوشم ..
به جرم بوسه های نیمه کاره ، قریضه عشق را انکار مکن که آغوشی در ابعاد خیانت برای رفتنت اصرار میکرد .
پ.ن : عکسهایم را پاره کن و آن دوستت دارم های کورکورانه ات را بخورد فکاهی ها مجله طنز بده…
crime on yours
"
جای جای بدنم در حبسی خانگی مرا زنده زنده میکشد ،
از جای خالی دست های تو .
…تلخی نبودن به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست..
“
“
Punishment
…
گاهی باید بی رحم بود
نه با دوست
نه با دشمن
که با خودت
و چه بـزرگت می کند آن سیلی
که خودت می خوابانی بر صورت خودت
….
punish
گذر زمان شلاقی است بر وجود بی گناه من در تمام روز های بی تو بودن .. کاش آنقدر که به تو فکر میکردم تو را می دیدم
کاش آنقدر که در لحظه های من بودی در روز هایت بودم ..
کاش لحظه ها از تو پر می شد و از من خالی!
بعضی روز ها تمام شادی هایم مثل برف در دلم آب می شوند .. .. .







