Befor Monday
چیزی شبیه دریا ؛
چیزی شبیه سُرمه ؛
چیزی شبیه تو ؛ شبیه چشم های تو .
چیزی که از دور می آید .. از روز های گرم ..
از نیمه دوم سال ؛ از میان خواب های سپید ..
از لابلای کرور کرور ستاره سبز ..
می آید تا مرا با خود ببرد .
”
“
“
ببرد به روزهای پادشاهی عقل کوچک من !
از روزهای روشن علاقه و اقاقی به روز سرد و تاریک منطق.
مهم نیست ! من به روزه سردی در دی ماه تقویمی اعتقاد دارم که حتی آدم برفی های عریان نیز به نگاه معطر ما حسودی می کنند . و آن روز دیر نیست .
۱۵ ام آذز .۸۸
۱۵ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .







