backward

کمی بیشتر می رویم عقب .. عقب ؛ عقب و عقب تر ..

به ایران قدیم ؛ ایرانی که در آن زنان جایگاهی نداشتند .. تا زمانی که دختر بودند که نباید آفتاب و مهتاب رویش را میدید و بعد زا آن در خانه شوهرش تبدیل به یک گردانده خانه و یک دستگاه تولید مثل بلقوه می شود که اگر مرد توانا بود می توانست تا ۴ عدد از این دست گاه های تولید مثل و همخوابگی  استخدام کند  ؛  زن هیچ حقی نداشت ؛ مدرسه نمی رفت هیچ کس را نمیدید ، در هیچ جریان اجتماعی عضو نبود شهادتش قبول نبود و نه هیچ چیز دیگر .. درست مثل یک کمد .. گوشه دیوار و یا توی رختخواب .. در این جامعه عشق به چه قیمتی بود ؟

با چشم بسته و چادر سفید به خانه بخت برو با کفن سفید از همان خانه بیرون آی .

رفته رفته رمان های اروپایی و فرهنگ های غربی در تاریخ ایران زمین پا دواند ..مردم را به تناقض وا داشت که چطور زن اروپایی با شوهرش می تواند به سفرهای دور رفته ؛ زیبایی اش را به رخ بکشد و از تحسینی که میشود لذت ببرد یا آن شوالیه داستان ها برای نجات جان محبوبش با اژدها های سه سر می جنگد ! ..



سال ها گذشت ؛ حرمساراداری قاجار به زیر فرش رفت و دومین شاه پهلوی سوین زنش را رسما شهبا نو نام نهاد و خود را به هر چه قبل تر ها نداشتن مزیین کرد ! شهبانو ارج و منزلت زن را احیا کرد! وی حق ناخدا گاه به تقلید کور کورانه از غرب حق این را پیدا کرد که د رامور خاصه کشور تصمصم گیری کند ؛ هنر دوست شود ؛ موزه افتتاح کند ؛ تابلو بخرد و بفروشد و با شاه ایران به دیدن مقامات شکور های دیگر برود و شیلان کند ..

سپس با رخداد انقلاب اسلامی این سیر دچار کمی توقف ؛ سپس سر در گمی و گیجی و سرسام شد و به قول کتاب های عربی دوران دبیرستان” وشد آنچه شد “…

اما زن ایرانی دیگر حاضر نبود حقوق به دست آمده را از دست بدهد و از این طریق، سیر منطقی تحول، به مبارزه ای بی امان و هرج و مرج انجامید؛ امروزه زن ایرانی  با خودش تکلیف روشنی دارد .  آنها در این سیر تاریخی دچار تحولی شگرف شده اند و با خود باور ها و گذازه های حمل میکنند که گویای این تحول است  “مردها برای تفریح زنان خلق شده اند ؛ اگر هزار سالشان هم شود بچه اند / هر گز آدم نمی شوند / همه شان مثل هم اند و از این قبیل “ . حتی ! به نزدیکان خود سفارش می کنند به اصلا به فولانی محل سگ هم نگذار  و یا همانهایی که خودتان می دانید . ..

همین زن بعد از ایم نا هنچرای ها ی موجود و درست بعد از ازدواج یا اصلا راحت تر بگویم بعد از  به دست آوردن اولین  دوست پسر رسمی ؛ می گوید که من صاحب دارم و رابطه اش را با مردان مجرد اطراف خود تا حدی محدود و یا قطع می کند ( منظور من اینجا تنها عرف است نه همه )

در این میان احوال مرد ایرانی بدتر از زن نباشد بهتر نیست ! دسته ای از آنان عاشق می شوند که اگر در این میان شکست بخورد ( که اغلب می خورند ) تا مدتی روحیه در هم شکسته و یاس رهایشان نمیکند  و به قول خارجی ها مدتی را brackDown  تشریف دارند .. برای انها زن همان پرنسی است که کمال مطلق دارد .دسته ای دیگر مردانی هستند که حاظر نیستند از اولین رابطه آشنایی تا نخستین همخوابی اشان بیش از یک هفته فاصله بی افند .. برای آنها زن همان دستگاهیست که بر طرف کننده نیاز هاست .

در چنیین خفقانی و درست همین وضعیت که زن بعد از قرن ها  تازه منزلت حققی خود را مزه مزه می کند ، خود را گم کرده و نوعی حس برتری یا حتی انتقام جویانه از جنس مذکر  پیدا  می کند و نحایتا به هر سلام محبت آمیز از جنس مذکر مشکوک است. وظیفه خود می دانند که باید نسبت به آنها بی محلی کند ؛ مردان هم بطبع بعد از چنیدن بار ارسال اواج محبت آمیز و سُر خوردند د چار نوعی تنش و شده و سر انجام خود را در این  روابط محبت آمیز باز نشسته اعلام می دارند ..

با همه این حرف ها و هر آنچه که می دانیم و می بینیم ؛ به این نتیجه می رسیم که زن ایرانی یا سلطنت میکند و قدیسه گری یا فحشا و بردگی .. مرد ایرانی هم بطبع یا سواری میدهد  یا سواری می کند .. بد نیست در این میان به اتفاق جالبی که  چند سالیست  آواخر بهمن اران را دگرگون میکند بپردازیم ؛  سپندارمذگان که به علت نزدیکی با تاریخ جشن معادل آن در اروپا و امریکای شمالی مهم تلقی  میشه و برای آن  جشن گرفته میشود  ( جشنی برای remind  کردن عشق و دوستی ).. اما شکی در ان نیست که این جشن صرفا جعلی بود و برای مقوامت فرهنگی در میان ما باب شده! جامعه ایرانی کهن مثل تمام جوامع باستانی مرد سالاری بود ! بحث دختر آفتاب ندیده و زن اندرونی و هرآنچه که من و تو میدانیم پیش می آید ! چطور ممکن است در چنین جامعه ای سخن از عشق شده باشد چه برسد به جشنی برای عشاق ! به فقه زرتشنی نگاهی می اندازیم ؛ در آن زمان دختری که رغم مخالفت خانواده خود با پسری ازدواج می کرد آن را “ خود سر زن “ می نامیدند و از برخی حقوق محروم می شده در چنین جامعه ای عشق جایگاهش کجاست !!!

سپندارمذگان جشنیست که تنها برای مقابله با جشن معادل اروپایی آن در ایران باب  شده ، جشنیست که در آن  زمان ؛ زنان ایرانی از خانه خود بعد از یک سال بیرون می رفتند و هدیه می گرفتند ؛ در آن روز امور خانه بر عهده مردان بوده و لا غیر .

این یعنی آزدای و سالگرد در حوضه روابط زناشویی نه عشق!

..

./

۱۰ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .

۳ Comments

  1. admin

    برو بالا ؛ دوباره!

  2. hani

    دوران مشروطه رو با دوران هخامنشی یا زرتشت یا هرچیزی نباید مقایسه کرد! زن بوده و هست و خواهد بود ! یا قدیسه! یا زیرچادر!یا فاحشه! مهم اینه که در حال حاضر یک زن باید بتونه تعادلی که در تمام این دوران بهم خورده رو بدست بیاره!
    تعادلی که بهش میگن دوشادوش بودم و رسیدن به انتهای کمال همراه با مردش!
    نه اینکه دنبال این باشه که سواری بده یا سوار شه!
    هرشرایطی بوده مهم اینه که الان در قرن ۲۱ باید به این شعور رسیده باشه که : نه مرد نه زن ! هم مرد هم زن! یعنی یکتایی روح!
    نمیدونم جه مدت طول میکشه هرکسی به این حد وسطش برسه اما دیگه نه عصر حجره که فرهاد بره کوه بکنه ! نه دوران مجنونه که لیلی بزنه کوزه بشکنه ! الان زن و مرد کنار هم با گفتگو میتونن یکتاییه روحشون رو واسه همیشه تضمین کنن!
    مرسی کیارش

  3. rozana azimi

    در دوران قدیم چه در اروپا چه امریکا چه آسیا زنی حق رای دادن نداشت!شاهزاده ای اشرافی دراروپابرای اینکه خشمشو ابراز کنه خودشومیکشه.یا حدود چندین سال پیش زن حق اینکه پزشک بشه رو نداشت.۲ زن آمریکایی علیه این موضوع اقدام کردن و کشته شدن.بعد از اون قوانیین این حق رو به زنان ما داد.
    تو جامعه ما که فکر کنم نه فقط جامعه ایرانی بلکه دهها جامعه دیگه هم هنوز حقوق مرد بالاتر از زنه.چه از حقوق ازدواج و طلاق گرفته شده چه مرگ و دیه!در صورتی که ممکنه یک زن خانواده درآمد و وجودموثرش از مرد بیشتر باشه.
    حالا وظیفه من به عنوان یک زن تو جامعه این چنینی چیه؟
    جایی برم استخدام شم که فقط از من به عنوان ابزار جلب مشتری استفاده شه؟یا چون حقوق کمتری از یک مرد میگیرم استخدامم کنن!
    یا تو جامعه با مردا و پسرایی ارتباط برقرار کنم که فقط زنهارو به دید یک ابزار نگاه میکنن و هیچ!و من هم اونا رو به عنوان دستگاه عابر بانک نگاه کنم و هیچ!
    و همین طور توی تشکیل خانواده و و و مسائل دیگه.
    تو کشور های پیشرفته و متمدن تر از اینجا زن ارزش خودشو کشف کرده و می دونه راهش چیه.مثل اینجا نیست که حتی برای تشکیل یه کابینه دولت از چند زن ماهها بحث داغ روزنامه های اقتصادی و سیاسی و ورزشی بشه!اونجا مرد و زن رو به یه دید نگاه میکنن (البته این مقوله ریشه های دیگه هم داره که عنوانش تکراری)
    و ازشون کار یکسانی توقع دارن.
    پس مقصر اینجا نه مردای جامعه ما هستن نه زن ها مقصر فرهنگ و سنت و آداب و رسوم غلط جا افتاده تو ذهنای ما هاست.اشتباه از مفهوم دین ماست که مثلا آزادی و زینت زن رو تو حجاب اسم گذاشت و همین حجاب چه فساد هایی رو که به بار نیاورد…