Posts by admin

پنجمین ترانه؛

آن روز ها که صبح و ستاره به دیدنم میآمدند و  آسمان بنفش می شد ؛

یادم می افتاد که چه نسبت محرمانه ای با این کلمات داشتم،

اما این روز ها  دیگر صبح و ستاره به دیدنم نمیآیند ولی نسبت تو و رنگ بنفش و همه ترانه هایی قبل از آشنایی با تو شنیده بودم را یک جا حس می کنم و می دانم باید حالت را فقط از آینه بپرسم که اگر حال تو خوب نباشد حال من نیز خوب نیست ، خوب باش ای  خوشترین پایان قصه که اگر تو نباشی هیچ یک از اینها نخواهد بود  ..

دیدگاهی دارید ؟!

چهارمین ترانه ؛

هر روز صبح ، صبحانه خورشید در دامنه توست ترانه  و آرامش از آنجا شکل می گیرد ..

تک تک این کلمات به انتظار می شینند که تو بیدار شوی و جملگی آنها را بخوانی و نسبتت را با شیرینی ، لبخند و همه بنفش ها بهمی ..

صبح بخیر

دیدگاهی دارید ؟!

سومین ترانه ؛

صبح بخیر ترانه!

میدونی بوی پنج شنبه ها مریضم می کنه ؟

 مریض تو و  مریض اولین پنج شنبه بعد ائه تعطیلات .

پنج شنبه هایی که قد نمی شکند و جمعه نمی شوند ، امروز ۴ روز حبس خانگی پرنده خیال شهر  آرزوهایم با تو  ترانه ،  تمام شد . هیچ نگفتم فقط به خاطر تو .. فقط بدان که  “ترانه” برای من فقط یک اسم نیست ! امیدوارم داستانی که در آن پا گذاشتی را اینگونه تمامش نکنی که من از نویسنده های بد بیزارم ؛

دیدگاهی دارید ؟!

دومین ترانه ؛

و اما تو  ترانه ؛ ..

پس از یک هفته زنگ صدایت طراوت عطر سیبی را گرفت که باید می داشت .

و این یعنی تو ،خوبی ..

گاهی تنها همین خوبی  تو  و احساس گذاری چند ثانیه ای از اینکه شاید برای من شوی ترانه ، برای لمس دنیایی که مرا آدم می نامد و اگر خاص تر شوم “کیارش” ، کافیست .

باشد که بهتر و بهتر شوی ..

شب بخیر ؛

دیدگاهی دارید ؟!

weekend s

به اوسط هفته که میرسم بوی پنج شنبه ها مریضم می کند .

مریض تو و  مریض اولین پنج شنبه بعد ائه تعطیلات .

پنج شنبه هایی قد می شکند و جمعه می شوند ..

۱ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!
Page 1 of 3412345102030...Last »