a place

a place

جایی به من بدهید !

شاید یکی از میان ما شبی از نخستین شادمانی را به یاد آورد !

آن زمان که هوا ابر می شود و در کوچه باد میگیرد و درختان لیمو از شرم حضورت بی میوه  می شوند ..


جایی به من بدهید !

شب کوچکی زیر نور ماه و شعر های پاییزی منتظر من است ؛

کنار چند شعر کوچک و ساده ترین شب دنیا،

آنجا که فقط تو هستی  و مهتاب و آب ..

جایی به من بدهید !

از میان تمام وقت هایی که ندارید ،

جایی برای آرزوها ،

جای برای همه خیره شدن ها ..

جایی به من بدهید برای نوشتن ابتدای کلمه

آنجایی که شیرینی اسم تو  در گوش راه نجوا کند و مرا بخواند ..

آنجا که ماه حرمت شبهای صاف آسمان را حفظ کند ؛

ابر نباشد ،  پاییز از تو شروع شود  و باد  سمفنی مژده طولانی ترین شب  جهان را بدهد .. از امشب تا همیشه  ..

۱۴ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .