Posts made in اسفند, ۱۳۸۸

golden fish

golden fish

ارمغان باد سالی خوش و خرم بر تمام سرزمین های ایرانی ..

پ.ن: اندازه بزرگ این پُستر را ازلینک زیر   دریافت کنید و روی desktop  خود بگذارید .
پ.ن۲:بر روی این پُستر هیچ چیزی مضافی ننوشتم ؛در صورت تمایل این را به دوستان خود forward  کنید .

دریافت پٌستر نوروز 1389 (226)

3 نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!

royal gift

 

آی ای ستاره ؛

آی ای ستاره سبز .. این کتاب را یک بار و فقط یک بار به تو هدیه می کنم ؛ تا بار ها و بار ها آن را تکرار کنی ..

مردم را سه دسته کردم ، آنهایی که این کتاب را نخوانده اند ؛ آنهایی که این کتاب را خوانده اند و آنهایی که این کتاب را می خوانند .. با من باش و این کتاب را بخوان نه برای اینکه خوانده باشی برای اینکه بوده باشی ..

این کتاب را نخوان ؛ این کتاب را بنوش تا بفهمی چه می گویید ..

 

“بر میگردیم به حال(از آینده )” .

چه کسی خواهد  پرسید که کجا بوده  ایم ؛ یکی دو ساعت  بعد  از نیمه شبی نزدیک بهار البته آخر اسفند؛ درست  در کوچه ای که باد می وزد و شبی که فردایش مردم روبه دیوار ها خواهند ایستاد و موهایشان را شانه خواهند زد . من و تو سخت می دویم .. سخت و تند تو میگری دستت Hermes  منم کفش و کمر و کلام همه سبز و قرمز . مطمئن باش که هیچ کس نخواهد پرسید که از ماضی آمده ایم یا از مضارع ؛ فقط باید بدویم که زمان را جا بگذاریم ..

باور داریم که این با فرق دارد ؛ به من این قول رو دادند ..

این روز میرسد .این روز نمی رسد

و زود تمام نمی شود . یا زود تمام می شود .

این را همین امروز موقع بوییدن عطری فهمیدم که من حسی خاص داد ؛ خانمی به من عطری داد که که تمام آدم های که آن محل می گذشتند می داد .. توهماتم ریخت و باور کردم که یک عادی ام مانند باقی عادی های اطرافم ، دوباره عطر را بویدم ؛ حسی از تازگی عطر ( نه خوش بویی عطر ) وجودم را پر کرد .. گویی همه چیز محیا بود .

برویم عقب تر ..

داشت از مرگ می گفت .. از گلی رویده در کوهستان و ترانه ای سرد از فروغ .. داشتت رنگ گلی را بریم توصیف میکرد .. گلی رویده بر قبر یک مبارز .. از مردن می گفت و از خاک سپاری .. مردن برای آزدی . وادع … مدام حرف می زد ، هوای بیرون سرد بود و کافه شلوغ یک قهوه تلخ سفارش دادیم با زیپ کیفش بازی میکردم ( از استیصال ) و به نشانه تایید سر تکان میدادم ؛ یادم است که فقط یک جمله ؛ آره یک جمله گفتم “ دلم تنگ است ! چه روز بدی “ .

آری چه روزه بدی ..

سکه می اندارم .. خط ؛ برویم عقب تر .

{ از شبهای زمستان که پنهان نیست ؛ از شما چه پنهان : وقتی دو روی زندگی خط باشد ، رویای شیر پیش کش رویاهایتان ( الهام اسدی ) }

صدای ازدحام و شادی ..

نوید آزدی و برابری ..

امید و شاد کامی …

و یک شب یک نفر آمد همه را پاره کرد . خرداد همواره بد بوده ولی امثال بدتر بود . خیلی بد. دلم برای آنهای می سوزد که می ساختند . ..

باز هم عقب تر؛ اسفند سرد .. روی یک صندلی چوبی ساعت ۵ بعد از ظهر .

 

سلام کیارش؛

-سلام ؛ خوبی ؟

برای دیرکرد مرا ببخش ( عذر های همیشگی ) ؛ ممنونم ، چه هوای خوبی ، چی میخونی ؟ “ بوی خوش تاریکی ! “ میشه ببنم ؟ / …  رمان ِجدیدِ.. ow .. !

-این برای توست .

ممنونم ؛ درست مثل همیشه ؛ تو خوب می دانی چی برای کی مناسب است ..مرسی  .

پ.ن : برقی از شادی ( کاملا حس شدنی و حقیقی )

پ.ن : عادت های قشنگ ولی احمقانه / خوشبختانه ترک شد .

نتیجه گیری : همیشه بعضی نیروها اینقدر قوی اند که تمام نیورهای خوب قبلی را خنثی می کنند .. آن نیروها کنترل نشده و اغلب جهش یافته از یک تصور صحیح یا اغلب غلط شکل میگیرند .

امروز قرار است که بدویم .. از اینجا  تا همیشه . ما آرام راه میرویم و همواره با هم می دویم ولی هیچ کس نمی داند ..حتی ساعت هایمان هم گول خورده اند ؛ وقتی که کاسه شب هم پر می شود از ستاره و خواب های سبز ..

این بار ماه است که به گدایی می آید ..

باور دارم ؛ پس باور کن .

۲۲~۲۳ اسفند ۱۳۸۸

۱۰ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!

wordpress dataBase replace

 

بعضی وقت ها که نه  خیلی وقت ها آدم ها دچار تغییر می شند .. فکر ها نظراتشون

تغییر می کنه و این یک امر طبیعی است ..

با این پیش فرض روشی برای حل یک مشکل جدی در سیستم وبلاگ نوسی وردپرسی پیشنهاد می کنم ..  این مشکل جدی زمان اتفاق می افته که  بنا به هر دلیل ( تغییر آدرس / تغییر عقیده و و و .. ) قصد جایگزینی مقداری با مقدار های کنونی آن را داریم .. به علت زیاد بودن این عناصر در database  و نداشتن حصوله و از همه مهمتر داشتن عقل سلیم از دستورات برنامه ریزی شده برای انجام این کار بهره می بریم ..

 

در حالت کلی شما باید در داخل database  وبلاگتون جستجو کرده و مقداری که قصد تعویض آن را دارید را پیدا و با مقدار جدید آن جایگزین کنید ..

( نکته : برای این کار شما باید از عملا به database  خود دسترسی داشته باشید یعنی اینکه وبلاگ خود را روی هاست شخصی نصب کرده باشید )

از آنجایی که database وردپرس بر پایه SQL  بنا شده از دستور بسیار ساده UPDATE  در زبان SQL  استفاده میکنیم ؛ این دستور به صورت خود کار اقدام به جستجو و جای گزینی می کند ..

 

برای شروع برنامه ای که به شما اجازه دسترسی مستقیم به table  های database  را  می دهد را اجرا می کنیم ( در سیستم های مدیریت محبوب cPanel  به سادگی در منوی اصلی بر روی phpmyadmin  کلیک کنید ) .

{ مارون هاستینگ ایران ، یکی از شرکت هایست که یک هاستینگ مناسب برای وردپرس و بلاگینگ  به همراه سیتم مدیریتی cPanel  در اختیار شما قرار می دهد }

 

سپس به قسمت SQL  رفته تا دستورات SQL  را در آن وارد کنیم :

 

UPDATE     table اسم       SET        اسم فیلدی که مقدار توی اونه    = REPLACE (
اسم فیلدی که مقدار توی اونه – دوباره,
‘چیزی که باید پیدا شه و عوض شه’,
‘ مقدار جایگزین برای بالایی’);

 

UPDATE wp_posts SET post_content = REPLACE ( post_content, ‘Item to replace here’, ‘Replacement text here’);

 

update wp_posts set post_content = replace (post_content, ‘oldtext’,'newtext’)

 

دستور بالا رو برای tabal  ای که قصد تغییرات تو اون دارید وارد کنید ..

به صورت پیش فرض table  تمام پست های وردپرس wp_posts است و فیلد محتوای آنها post_content است .. از این دستور برای تمام database  های تحت SQL  میتونید استفاده کنید .. به سادگی تمام database  جستجو میشه و مق دار پیدا و جایگزین میشه ..

 

خوب باشید .

۵ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!

can

 

بیش از اینها می توان خاموش بود ..

می توان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب ..حاصلی پیوسته یکسان داشت ..

فروغ .

۷ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!

!!habit

 

عاشق یک روز از هفته شدم ؛

آن روز رو خیلی دوست دارم ،  بیشتر از تمام هفته ؛

اون روز مثل باقی روز های نیست که بگویم یا نمی آید یا اگر آمد زود می رود .. این یک تداوم همیشه گیست( همیشگی از دید انسان !) چون انسان دچار مرض نا علاج عادت  است . بهترین را هم به دست می آرد و به آن عات می کند { دیر زمانی که در کنار رودخانه می زیستم تمام آرزو یم  قله بود ، به قله که رسیدم ؛ سر تا پا محو تماشای رود شدم !! } .

فقط آن گونه نیست ! آدمی به غم و رنج و درد هایش هم عادت می کند .

 

ما عادت داریم به اینکه ساده نباشیم  و سخت بگیریم . سیاست نا خدآگاه با گوشت و خون ما آمیخته شده . برای هر آشنایی باید سیاست چید و محتاط بود ؛ در هر رابطه ، هر جا باید دقت کرد که فولان کارت تاثییر سو برای فولانی نگذارد که فولان روز فِلان اتفاق از جانب فولانی به ضرر خود تو تمام شود !

“در این میان ما یا عادت می کنیم ، یا رنج می کشیم “.. عادت یک منطق نیست یک reflex  است برای نجات از رنج کشیدن ؛ مثل داروی بی حسی .. ما به خوشی  ها عادت می کنم  پس هیج وقت آنها را از ما نمی گیرند .. این یک دورغ است که انسان های بزرگ خوشی های کودکی خود را از دست داده اند! آنان فقط به دان عادت کرده اند .. پس دی گر حس نمی شوند ؛ همین انسان مدام دنبال آرامش می گردد تا به آن عادت کند ؛ عادت کند تا عادی شود .

وقتی محلی مرا آرام کند ، مدام به آجا می روم .. زیاده روی میکنم تا آرام بمانم .. سر انجام به آنجا عادت می کنم ؛ وقتی کسی مرا آرام کند ، دوست دارم مدام با او باشم ولی این مثل یک جا نیست ! که اگر به آن عادت کردم برو سراغ جای بعدی ..

 

آنانی که از مرض عادت آگاهند بیشتر در معرض آنند .. قطعا این گونه است که هر چه علم ما کمتر باشد کمتر رنج می کشیم.. رنج از دست دادن عزیزان بسته به نوع عزتشان نزد ما از سخت ترین نوع عادت هاست .. چندی پیش به صورت اتفاقی و تصافی با دوستی همسفر شدم  و گذرم به قطعه تعدادی از شهدای دوران جنگ تحمیلی خورد .. خانمی آنجا بود که یک دسته بزرگ گل گلایول داشت و بر روی هر سنگ قبر یکی می گذاشت و می رفت ..  هیچ کس دیگر آن اطراف نبود بدون شک این کار را از روی داشتن رنج مشترک  با  آشنایان همه این سنگ قبر ها می کرد ؛ رنجی که من نداشتم ! من از روی بی اعتنایی به آن عادت کردم و او از روی شدت ، درگیر شده !

چه قدر شدت لازم است ؟

که زمان هم آن را مقلوب نکند ؟!

علاقه هم این گونه است ، دقت لازم دارم  که عادت به آن رخنه نکند . شدت کافی  نیست ! عادت بر عکس که به بودن عادت کنی ؛ عادت به ساخته های ذهنی ؛ عادت به توهمات ؛ عادت به بارو های اشتباه .. بدتیرن عادت ها .

 

عادت یعنی آغاز درگیری .

بایست خیلی قوی بود .

۶ نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!
Page 1 of 212