Posts made in خرداد, ۱۳۸۸
بهار تمام شد…
تو نیستی…تمام حرفت این بود که دلمان جا بماند…که ماند؛
نمی دانم چرا انار دلت، ترک بر نمیدارد؟
…بگذار دلت بلرزد
بگذار بگیرد و به اندازه ی دنیای من کوچک شود؛ به اندازه این مشت ؛
دلت را همین جا ؛جا بگذار و برو..
امشب بهار نیز تمام می شود و من باز تکیه میدهم ؛ تکیه بر دیوار های بلند دنیا و آرزو میکنم باز باران را ./
gravatar چیست ؟!
در روز های اخیر که برای شیداب از سیستم مدیریت وبلاگ WORDPRESS استفاده کردم ؛ شاهد این بودیم که خیلی از دوستان در هنگام درج نظرات خود متوجه داشتن اواتار یا نیمرخ دیگر نظر دهندگان در وبلاگ میشن ..
A gravatar, or globally recognized avatar, is quite simply an image that follows you from site to site appearing beside your name when you do things. Avatars help identify your posts on blogs and web forums, so why not on any site?
gravatar نام وبسایتی ایست جهانی و محبوب ؛ کار این وبلاگ در اصل به اشتراک گذاشتن function ای است که اقلب سرویس هایی که قابلیت نظر دهی دارند از بانک اطلاعاتی این سایت استفاده میکنند ؛
شما با login کردن در این سایت با شناسه وردپرس خود یا ثبت نام جدا و ثبت E-mail ؛ میتوانید برای خود ۴ عدد نماد آپلود کنید ..
این ۴ عدد نماد با استفاده نوع استفده شما در سایت های مختلف دسته بندی میشوند ( که خودتان با مطاله در gravatar متوجه میشید ) ؛ وقتی شما نمادی برای خود در gravatar آپلود کنید ؛ از اون روز به بعد هرجا یی که شما با E-mail تعریف شده در سایت gravatar تان نظر دهید و فانکشن gravatar در اون سایت وجود داشته باشه ، تصویر انتخابی شما به صورت خود کار د ر اون سایت کنار نظرتون نشان داده میشه ( این عملیات به تمامی نظر هایی که شما از قبل با E-mail خود داده اید ، نیز نسبتدهی خواهد شد ) .
خرداد ۸۸ | شیداب .
کیارش مظفری.
تب نگاه
سیب / رازقی / سنتور/ حافظ / رویا / عطر / ابر/ اشک / رز سفید / شب / شعر / قلم / سحر/ تب نگاه / وصال / هق هق / بارون / مستوری و دلدادگی و شادی .
دیدگاهی دارید ؟!
انتشارات رسم ؛
سایت انتشارات رسم ، یکی از بزرگترین و پر محتوا ترین سایت های فرهنگی ، هنری فارسی زبان است .. شما علاوه بر استفاده از مطالب واخبار های به روز این سایت میتوانید جدید ترین کتاب های خود انتشارات و انتشارات مرتبط در ضمینه گرافیک ( تمامی ضمینه های هنر های تجسمی مثل عکاسی ، نقاشی و .. ) را به صورت آنلاین خریداری کنید ..
اخبار فرهنگی هنری این سایت را از روی علاقه در گوشه سمت راست شیداب قرار دادم .
درباره رسم
موسسه انتشارات رسم با اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، از تیر ۱۳۸۲ آغاز بکار کرده است. این موسسه به عنوان یک شرکت هولدینگ (مادر تخصصی) انتشار کتاب و پژوهشهای مرتبط با هنرهای تجسمی (به ویژه هنر گرافیک) را محور قرار داده و سایر فعالیتهای رسم در شش بخش متمرکز شده است: سایت خبری، پژوهشکده، نگارخانه اینترنتی، کتابفروشی آنلاین، کتاب سال گرافیک دانشجویی و آتلیه گرافیک.
سایت خبری رسم به عنوان نخستین سایت تخصصی خبرهای گرافیک و با هدف اطلاعرسانی در حوزه هنر گرافیک، از فروردین ۱۳۸۵ آغاز به کار کرده است.
کتابفروشی آنلاین رسم نیز نخستین مرکز فروش اینترنتی و آنلاین کتابهای هنرهای تجسمی با محوریت کتابهای هنر گرافیک است که در آبان ۱۳۸۶ گشایش یافت و اینک بزرگترین و متمرکزترین جایگاه فروش کتابهای گرافیکی است.
کتاب سال گرافیک دانشجویی که نخستین بار در سال ۱۳۸۳ به ابتکار و اقدام رسم شکل گرفت و به صورت دوسالانه منتشر میشود که آثار برگزیده دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور را معرفی میکند.
پژوهشکده رسم با هدف گردآوری پژوهشهای تاریخی و کاربردی در حیطه هنر گرافیک فعالیت حرفهای خود را آغاز کرده است.
آتلیه گرافیک رسم در سال ۱۳۸۲ فعالیت خود را شروع کرد. انجام سفارشهای طراحی گرافیک برای نشر رسم و سایر موسسات و شرکتها، در دستور کار این آتلیه قرار دارد.
نگارخانه اینترنتی رسم که به نمایش آثار هنرمندان گرافیست، به ویژه طراحان نسل امروز میپردازد.
در انتشارات رسم ، عده ی زیادی از هنرمندان جوان فعالیت میکنند که شما نیز میتوانید با درخواست عضویت به جمع آنان بپیوندید ، “رسم” بعد از عضویت به صورت مرتب شما را در فعالیت های خود قرار می دهد ؛ همچنین در صورت تایید آثار شما از جانب “رسم” شما می توانید در آثار خود را به نام خود در نگار خانه رسم به نمایش بگذارید .
زندگی تان غزل باران
کیارش مظفری.
coffee
نگاهی به عشق و منظر های متفاوت آن
بک فنجان دیگه __لطفا
حساب فصل ها از دستم رفته
پنجره کنارری ام را حسابی بخار گرفته بود..گویی هوای بیرون سرد است و بارانی، پس یا پاییز است یا زمستان
با دست شیشه بخار گرفته ماشین رو پاک کرد تا راحتر اورا ببیند
توی ماشین جاش حسابی گرم بود.
به قهوه تلخ عادت داشت ، چند بار خواست شیشه کنار دستش را پاک کند ولی حس عادی بودن خیابان و تمام متفرعات منصرفش کرد.
-سال هاست که از کرشمه باران تو میگذرم …بی چتر و بارانی ..
صدای درب کافه نظرش را جلب کرد ولی باز فردی بود عادی…
آخر اوی او که از میان کرور کرور ستاره نیامده بود که ، او هم برای او زمانی عادی بود و بین دها انسان عادی مهم او شده بود .
- پس حتما آن مرد هم برای کسی مهم بوده!!!
عجیب بود که در این روز بارانی کافه این قدر خلوت بود.
کافه چی که خوابش برده بود با صدای \”یک فنجان دیگر__لطفا\” بیدار شد .
این صدا برایش آشنا بود و صمیمی.
دلش می خواست قهوه اش با همین غلظت تلخ تر شود ، کاش افزوندی اش کنار این شکر پاش کهنه که گویی خالی نشدن تا آخر عمر گناه نابخشودنی اش است. بود .
از ماشین پیاده شد تا آن ور شیشه را تمیز کند ،آخر دیگر چیزی معلوم نبود..میخواست اورا مدام ببیند ..گرچه از پشت شیشه کافه جز سایه ای انسان نما چیزی دیگر معلوم نبود.. ولی مطمعن بود که خودش است. بار ها تصمیم گرفت ماشینش را کمی جلو تر پارک کند و آخر شب او را به خانه برساند ولی هر بار غ ر و ر مانعش میشد.
یک فنجان دیگر_لطفا
کاش کافه چی فنجان های خالی را با خود نمی برد تا لا اقل حساب آنچه که خوردم را داشتم
– بی چتر و بارانی ، اتقاق را منتظر بود ولی کاری نمیکرد ….
گویی چشم هایش ترسو بود که حتی یک بار هم شیشه کناری اش را پاک نکرد
ولی هیچ حس ترسی نداشت
واقعا هم نمی ترسید تنها اشتباه می کرد که بیرون هم مثل داخل پر است از ع ا د ی .
با این حال کافه را ترجیح داده بود (گرچه از روی عادت گذشته) نگاهی به اطراف کرد چشمانش از بس توی فنجان های پر و خالی را دیده بود سیاهی میرفت، که چشمانش نظرش را جلب کرد
یادش آمد که شب یلدا هم اورا دیده بود
اعتناعی نکرد و با خود گفت …کاش شب دیدنٍ \”تو\”، همیشه یلدا بود.
مردی که کنارش بود پرسید: پریشانی ؟؟
گفت : آری
گفتم کمی جلو بیا این حرفم در گوشیست
با صدای آرام حرف دلش را زد
تمام کسانی که رسیده اند از یک را رفته اند:
دگرگونی
ولی من هنوز این جا نشته ام .
دیگر چیزی نگفت
مرد کنار دستی هم چیزی نپرسید
-آن شب کافه تعطیل شد و هر دو به خانه رفتند و لی باز مثل شب های قبل
گویی فردا نیز این گونه خواهد بود
کیارش.
۸۷/dey/12







