Posts made in فروردین, ۱۳۸۸

روزی که برگ های سبز ؛ سفید شدند

چند روز به شب نرسیدو ؛ چند شـب به صبح نزد؟
چند ماه رنگــ پریده ؟
سی صد و شصد و پنچ روز و شب .
ومن به وقت خیال خودم کنار چشمهای سنـــگینم ..
از این همه سال ائه بی سالی
فقط یک سالٍ گمشده دارم… 

3 نفر دیگر این نوشته را لایک کرده اند(اید) .
دیدگاهی دارید ؟!

دل به دل نفرین و لب به لب نقش دعا

src=\”http://kiamoz.files.wordpress.com/2009/06/1235727873-sc-6021.jpg\”

خودشان ساده اند
یک ضمیر شخصی ، قید ، فعل ، صفت و هیجان حاصل از ادای آنها را می بینیم
ترکیب احساسات ما را به هم می ریزند ؛
گاهی اعصاب ما نمیتواند آنها را تحمل کند ؛
آنها را با همه چیز در می آمیزد
انگار زره به تن میکند و آنگاه تازع(ه) فقط بیداریم

ا

دیدگاهی دارید ؟!
Page 1 of 11