Posts made in خرداد, ۱۳۸۷
شادی
کی تو غربت خیابون قاب خورشید و شــکسته؟؟
کی تو شهر عشق و رؤیا شعر نفرین و نوشته ؟؟
کی برای من تنها کوه غم رو جا گذاشــــــــــــته ؟؟
کی تو اوج قصه ها من و بی صدا گذاشت ؟؟
تو کوچ پرنده ها کی تو خوابم پا گذاشــت ؟؟
چجوری باور کنم
حتی از پر زدن کلاغایی که آخر شب میرن خونشو ن سریع تر بود
سریع تر از آب شدن آدم برفی ای که تو دلش دریا دریا امید مونده، ولی تو نگاش آفتاب
سریعه ، ولی گرمه گرم
..حافظ امشب
وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کــرد
گوهری کزصـدف کـون مکان بـیــرون است
طلب از گمشــدگان لـــــب دریــا می کـرد
تمام و جود من ، شایدم تو پره از آرزو ها و خواسته های بی پایان
یه داستان تکراری ، دیگه همه اینو از حفظ اند :می دانم خورشید زندگی من هم غروب می کندو لحظه ای می رسد که تمام آمال و آرزوهای من در پرده ی سیاه شب بلعیده می شود و من خواهم رفت !
اما نه…
آرزوهای من خواهد ماند
آره به نظر میشه یه این دل خوش کرد
حالا همین جا که هستیم باشیم سر نخوریم ..باقیش پیشکش
(جدیدا از این جور چیزام مینویسیم آخر نوشتمون بگیم باه، ما هیچی نیستیما یه وقت فکر خاص نکنید )البته اون چیزی که الان پره و کمو بیش یکی درمیون دچارمشن ..
نوشتن از غم (فک کنم مریضی به این مسری ای تا حال نبوده ){افسردگی}
حالا چه باشه چه نباشه ..مینویسیم
اگه میگم مینویسیم یه وقت فکر نکینید شما رو جم{جمع} میبندما !!!! نه اصلا ، خودمو بزرگ میکنم
دوستی
این جور نوشته بود
به موسی (ع) لقب کلیم الله را داده بودند چون بسیار با خدا ; سخن میگفت …البته منظورش این بودا اینقدر ساده ننوشته بود…حالا بگذریم یادم امود که اینو محمد بهم یه جایی گفته بود کجا یادم نیست..ولی خیلی برام آشنا بود
داستان ماهم همینه
نحوه صحبت کردن با هم دیگه..
اگه یکم دقت کنیم می بینیم با کسانی زیاد تر صحبت میکنیم (میل صحبت داریم) که بیشترم دوستشون داریم
موضوع صحبتم فرق نیکمه ، دلمون میخواد بیشتر صحبت کنید ..این خواستن دل یه نشانه محبتی بسیار آشکاره
بر عکس اینک هست ..خیلی ساده
با لغاتی که همه معنی پیچش رو میدن خواهان کوتاه کردن صحبت میشم(کاملا طبیعی)و میگذزیم
خلاصه اینکه همیشه اینجور وقتیه آدم کسیو که دوست داره حاظره هر جوری که هست سر صحبت رو باز کنه ..فرقی هم نمیکنه چی با شه..این جوری که مشه خیلی راحت بفهمیم چی کسانیو واقعا بیشتر دوست داریم و بلعکس
کی کران گیرد ز رنج دوست دوست
رنج مغز و دوستی آن را چو پوست
نی نشان دوستی شد سرخوشی
در بلا و آفت محنــــــــــــــــت کشی
Mosafer*
گفتا منم غریبی از شهر آشنایی







