Posts made in آذر, ۱۳۸۶

دوریو همین جایی

src=\”http://kiamoz.files.wordpress.com/2009/06/1197706627-sc-81.jpg\”

شنیدی میگن وقتی دلت تنگ میشه ستاره ها رو بشمار ; میدونی چرا ؟؟ تا حالا شمردی ؟؟ .. از یه گوشه شروع میکنی به شمردن ..یک دو سه ..همین طوری میری بالا به همشون نگا میکنی ٬یواش یواش گرماشونو احساس میکنی ٬ درست مثل دو تا چشم مهربون گرم و روشنن بازم میشمری میری بالا ..حین شمردن بعضی بهت چشمک میزنن بعضیا باهات حرف میزنن و دلتو گرم میکنن ٬ اون موقع دیگه فکر هیچی نیستی دلت میخواد فقط بشمریو بشمری و چون با علاقه و عشق انجامش میدی خسته نمیشی همن جور که میشمری یواش یواش خوابت میبره … یهو بیدار میشیو میبینی که هوا ابری شده خورشیدکت نیست اونو دزدیدن ! همو ابرایی که تا دیروز وقتی هوا ابری میشد خوش حال میشدی و یه جوری میشستی لبه پنجره انگار ۱۰۰ ساله بارونو ندیدی و منتظرش میشدی

حالا همنو ابرا همونا .. خوریشدکتو بردن ..شاید دیگه هیچ وقت نبینیش (هیچ وقت)

اونجاس که میگم چه قد این شعرو دوست دارم میگی : حالا دیگه تو رو داشتن خیاله٬ دل اسیر آرزوهای محاله ٬ غبار پشت شیشه میگه رفتی ولی هنوز دلم باور نداره … بعدش با خودم زمزه میکنم

دوریو همینجایی. دوریو همینجایی.دوریو همینجایی..(….)(..)(.)()||||||

کیارش.

دیدگاهی دارید ؟!
Page 1 of 11