یک شب
src=\”http://kiamoz.files.wordpress.com/2009/06/1216475866-sc-3971.jpg\”
یک نفر قلب مرا یک شب درید
نصف قیمت خاطراتم را خرید
نصف قیمت خاطراتم را خرید
کار من لایروبی احساس بود
حرفه ام سوداگری با یاس بود
من دلم هرگز نمیشد خانگی
زنگ میزد از بیگانگی
طعنه ها از من زبان ها ساختمد
دوستانم داستان ها ساختند
هیچ کس همسایه خونم نبود
هیچ کس در قلب من محزونم نبود
سایه ام در یک شب مهتاب مرد
نعش کش امد مرا تا خواب برد
گزده شعر خواب میخک از احمد عزیزی
۴ Comments








hese garme ba toO bOodan mese rOOya nashenaseeee
kash horoof inghadr sade beham peyvast nemishodan ta az too jomle ha mishod dard ro ehsas kard
Ino hatsaaaaaM!
hamoon ke haniii gofte!