یلدای سرخ ؛
احمقانه ترین عمل آدمی ، ترکیب عوامل نا مرتبط با هم است ، این ترکیب می تواند ترکیب دو کلمه ساده باشد یا ترکیب فاجعه ای در سنت با فاجعه ای در مذهب ،
این گونه ترکیبات با هیچ منطقی جور در نمی آیاد مگر منطق جبر !
یلدا فاجعه ای ست در سنت ، رویدادیست علمی و دیر تکرار ، اطلاعتی جند خوب راجب یلدا را در اینجا بخوانید .
——
هنوز هم در کوچه باد می آید .. مگر قرار نیست که پاییز تمام شود ! خودت میگفتی که درست بعد پاییز و قبل از زمستان فصلی دی گر است ، فصلی که در آن آینه ها کدر می شوند و مردم رو به دیوار موهایشان را شانه می زنند .. به وقت و خیال من یلدا کوتاه است ، تو بلندی ، ماه نورانیست و در یا آرام است ، در کوچه باد م یوزد و آسمان کمی ابریست . آن فصل یا نمی رسد . یا زود می گذر . در آن فصل تو دست مرا میگیر و در کوچه ها می دویم .. دی گر هیکس نمی پرسد از ماضی آمده ایم یا مضارع ، بی خیال هر آنچه داری و دارم .
یلدایت مبارک ، مطمئن باش که من و ستاره های سبز و صد البته حافظ برایت دعا می کنیم .







