شادی
src=\”http://kiamoz.files.wordpress.com/2009/06/1213285094-sc-2871.jpg\”
رو تن زخمی جاده کی غم رفتنو کاشـــــــــــــته؟؟
کی تو غربت خیابون قاب خورشید و شــکسته؟؟
کی تو شهر عشق و رؤیا شعر نفرین و نوشته ؟؟
کی برای من تنها کوه غم رو جا گذاشــــــــــــته ؟؟
کی تو غربت خیابون قاب خورشید و شــکسته؟؟
کی تو شهر عشق و رؤیا شعر نفرین و نوشته ؟؟
کی برای من تنها کوه غم رو جا گذاشــــــــــــته ؟؟
کی تو اوج قصه ها من و بی صدا گذاشت ؟؟
تو کوچ پرنده ها کی تو خوابم پا گذاشــت ؟؟
برای قلبای خــــــــــسته بگین آسمون بباره
۵ Comments








ow!
blog haye injori benevisi behtare!
bishtar bet miad!:D
من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
این گونه
گرم و سرخ:
احساس می کنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
می جوشد از یقین؛
احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین.
***
آه ای یقین گمشده، ای ماهی گریز
در برکه های اینه لغزیده تو به تو!
من آبگیر صافیم، اینک! به سحر عشق؛
از برکه های اینه راهی به من بجو!
***
من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
این سان بزرگ و شاد:
احساس می کنم
در چشم من
به آبشر اشک سرخگون
خورشید بی غروب سرودی کشد نفس؛
احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافله ئی می زند جرس.
***
آمد شبی برهنه ام از در
چو روح آب
در سینه اش دو ماهی و در دستش اینه
گیسوی خیس او خزه بو، چون خزه به هم.
من بانگ بر گشیدم از آستان یاس:
(( – آه ای یقین یافته، بازت نمی نهم
faghat mitoOnam begam midoOnam :-<
mashkokam…mashkokam be to
ta kei?
be mohammad begoo tajrobe dare shayad komaket bokone!