دل به دل نفرین و لب به لب نقش دعا
src=\”http://kiamoz.files.wordpress.com/2009/06/1235727873-sc-6021.jpg\”
خودشان ساده اند
یک ضمیر شخصی ، قید ، فعل ، صفت و هیجان حاصل از ادای آنها را می بینیم
ترکیب احساسات ما را به هم می ریزند ؛
گاهی اعصاب ما نمیتواند آنها را تحمل کند ؛
آنها را با همه چیز در می آمیزد
انگار زره به تن میکند و آنگاه تازع(ه) فقط بیداریم
یک ضمیر شخصی ، قید ، فعل ، صفت و هیجان حاصل از ادای آنها را می بینیم
ترکیب احساسات ما را به هم می ریزند ؛
گاهی اعصاب ما نمیتواند آنها را تحمل کند ؛
آنها را با همه چیز در می آمیزد
انگار زره به تن میکند و آنگاه تازع(ه) فقط بیداریم
ا
۶ Comments








در خیال بودن را بیداری نمی نامی؟!کجاست پس این بیداری
درهایش بسته است…
رویا …اطراف را فرا گرفته…
…
دنیا سراسر خواب است رفیق
هر که به دنبال بیداری رفت باخت
به قول سیاوش هر کی خوابه خوش به حالش ما به بیداری دچاریم…………..MHHF
!خودشان ساده اند
…بیداری عمر رویاها را به پایان می رساند
…..نه شب عاشقانست ؛ نه رویا قشنگه