خیال

کلبه خیالت آخرین چیزی بود که مونده بود برام
که اونم با حرف هات سوزوندیش که دیگه تمومش کنم ..ولی ..ولی
خاکستراش هنوز هستن .هر از گاهی یه نسیمی میادو یکمیشو میبره، دیگه چیزی نمونده تموم شن
تو خیالم ، خیال میکنم که باز با نسیم دارم میرم دنباله “خیالت” …خاکسترای خیالت